تبلیغات
اوج نیوز ، اخبار داغ ، مطالب خواندنی - مردمان عجیب سرزمین دور
slider1 slider1 slider1
اوج نیوز ، اخبار داغ ، مطالب خواندنی
مدیر سایت: محمد جواد
مردمان عجیب سرزمین دور


نمی‌دانیم چه مرگمان شده كه دم به دقیقه چیز جدیدی كشف می‌كنیم، همین دیروز بود كه كشف كردیم اوضاع اقتصادی‌مان ارتباط مستقیمی با مغزمان دارد، چون هرچه وضع اقتصادی‌مان خراب‌تر می‌شود، خرابی مغزمان هم عمق بیشتری پیدا می‌كند.

به گزارش اوج نیوز به نقل ازجام جم آنلاین،اما از خرابی اوضاع اقتصادی ما و شما كه بگذریم، می‌رسیم به ماشین درب و داغانی كه در پاركینگ مجتمع ما پارك شده و فقط ما می‌دانیم آن ماشین متعلق به چه كسی است.

آن روز صبح مثل همیشه دور از چشم همه به آرامی داخل ماشین‌مان نشستیم تا عازم محل كارمان شویم، اما هر كاری كردیم ماشین روشن نشد كه نشد، خلاصه بی‌سر و صدا پیاده شدیم و شروع به هل دادن ماشین كردیم كه یكهو یكی از همسایه‌ها مثل آوار، خراب شد روی سرمان و زل زد به ماشین و گفت: «مهندس! ماشین مال شماست؟» دستپاچه شدیم و گفتیم نه به جان عزیزت، ما كه آمدیم ماشین همینجا پارك بود! قبل از این‌كه ایشان قانع شود، تقریبا همه همسایه‌ها دور ما جمع شده بودند، برای فرار از این اوضاع نامناسب پیش‌دستی كردیم و در حالی كه كله مباركمان را تكان می‌دادیم، رو به همه گفتیم: عجب آدم‌های بی‌ملاحظه‌ای، ماشین را همینجوری ول كرده‌اند!... كمك كنید این لكنته را از سر راه برداریم... .

خلاصه‌ بعد از جابه‌جا كردن ماشین، خیلی محترمانه از همه خداحافظی كردیم و راهی محل كارمان شدیم، البته ناگفته نماند همسایه‌ها خیلی اصرار كردند ما را تا یك جایی برسانند، اما ما زیر بار نرفتیم كه نرفتیم!

دروغ گفتیم، یاد مترو و اتوبوس كه افتادیم (گردنمان را بزنید دیگر سراغ مترو و اتوبوس نمی‌رویم، آن هم اول صبح!) چنان زیر بار رفتیم كه وقتی پسر همسایه نعره سر داد «مامان دستم!» تازه متوجه شدیم كه بدجور خودمان را روی صندلی عقب ماشین جا داده‌ایم و... خلاصه، دست پسرك را صحیح و سالم تحویلش دادیم و عینهو مرد، به صندلی عقب ماشین تكیه دادیم و شروع كردیم به فكر كردن (به گمانم به اندازه كافی عرض كرده باشیم كه ما كلا خیلی فكر می‌كنیم! نیاز هست دوباره بگوییم؟) و یاد سفرمان به سرزمینی بسیار دور، افتادیم و یادمان آمد كه مردم آن دیار به‌واسطه عادات و رفتارهای عجیبی كه داشتند از همه مردم جهان متمایز بودند، راستش را بخواهید خودمان هم نمی‌دانیم، چرا با مردمان آن سرزمین دور این همه احساس نزدیكی می‌كنیم. نمی‌دانیم شاید شما هم با خواندن بخشی از رفتارهای منحصر به فرد آنها با مردمان آن سامان احساس نزدیكی كنید.

مثلا در آن سرزمین بسیار دور، مدارس را پنجشنبه‌ها تعطیل می‌كردند، اما در عوض كل هفته برای آنها كلاس جبرانی برگزار می‌كردند.

مردم آن سرزمین برای عبور از خیابان به جای این‌كه به چراغ عابر نگاه كنند، به ماشین‌ها نگاه می‌كردند و ترجیح می‌دادند به جای عبور از روی پل عابر پیاده، با هزار بدبختی و پرش از روی نرده‌های وسط خیابان، از زیر پل عابر پیاده به سمت دیگر خیابان بروند و فقط مردم آن سرزمین دور بودند كه وقتی مامور آمارگیری به منزل آنها مراجعه می‌كرد، می‌گفتند: «شرمنده من اینجا مهمونم، صاحبخونه رفته مسافرت»، فقط آنها می‌توانستند بعد از شنیدن صدای پیغامگیر تلفن بگویند: «اِ رفت رو پیغامگیرشون» و بعد تلفن را قطع كنند! غیر از آنها كسی نمی‌توانست بسادگی و با یك فوت هر خوراكی را كه به زمین افتاده بود ضدعفونی كند! تنها آنها قادرند با زدن ضربه به پشت هر وسیله الكترونیكی (مثلا كنترل) براحتی آن را تعمیر كنند و فقط در سوپرماركت‌های آنها این سوال پرسیده می‌شد كه: «آقا! كارت شارژ ۲۰۰۰ تومانی چنده؟» و فقط مردم آن سامان بودند كه «پیتزا را با دوغ، نوشابه را با آبگوشت و سبزی را با كوكوسبزی می‌خوردند!» و مردان آنها تنها كسانی در جهان بودند كه اول از دستشویی بیرون می‌آمدند و بعد كمربندشان را می‌بستند و در آخر فقط آسمان آن سرزمین دور می‌توانست «كمی تا قسمتی نیمه ابری! همراه با بارش پراكنده! در برخی از نقاط» باشد، (آخر ادبیاته این جمله!) و... .

به نظر شما مردمان آن سامان متمدنند؟ راستی این سرزمین دور برای شما آشنا نیست؟

نظرات مطلب
آخرین عناوین
خبر خوان
یکشنبه 1393/11/12
مشهورترین عروسی ها
دوشنبه 1393/06/17
موضوعات
نویسندگان
آرشیو
برچسب ها